خرید بک لینک

سلام بر سفینةالنّجات سلام بر عطشان راه حق "به خدا سوگند، یاد حسین علیه‌السلام و مسیر حق‌طلبی‌اش محو‌شدنی نیست." اینک اربعین، این حماسهٔ عظیم مدرسه کربلا تا جاده عشق، با وجود فیلترها و سانسورهای خبری، نسیم بیداری‌اش را در جهان پراکنده است تا طوفان به پا کند. معرفت به حق، معرفت به مظلومیت حسین علیه‌السلام، معرفت به انتقام نهایی از ظلم، روزبه‌روز به اوج نزدیک‌تر می‌شود، ان‌شاءالله. اینک این انسان آزاده و تشنهٔ حقیقت، هر جای این کرهٔ خاکی که باشد می‌داند:

برچسب: نویسنده: morchianoo تاريخ: يکشنبه 8 شهريور 1405 ساعت: 16:05

✨ گاهی یک کتاب، آغاز یک نگاه تازه است... در رمان روزی روزگاری مورچیانو از چشم یک مورچه به دنیای انسان ها نگاه کنید. قسمتی از متن کتاب: تلاش یک مورچه برای اینکه صدای خودش را پیدا کنه، کار بزرگیه، هر چه قدر این کار دیرتر شروع کار گردد، توانایی دستیابی به هدف کمتر می شود. مسیر عقلِ یک مورچه مطابق هزار و یک علت می تواند بسته شود. طعم های شیرین و خوشمزه چیزی است که باعث می شود یک مورچه نه تنها عقلش بلکه تمام سیگنال ها و دستورات ساطع شده از شاخک هایش را از دست

برچسب: نویسنده: morchianoo تاريخ: يکشنبه 8 شهريور 1405 ساعت: 16:05

گاهی یک کتاب، آغاز یک نگاه تازه است... ✨ گاهی یک کتاب، آغاز یک نگاه تازه است... در رمان روزی روزگاری مورچیانو از چشم یک مورچه به دنیای انسان ها نگاه کنید. قسمتی از متن کتاب: تلاش یک مورچه برای اینکه صدای خودش را پیدا کنه، کار بزرگیه، هر چه قدر این کار دیرتر شروع کار گردد، فرصت دستیابی به هدف کمتر می شود. مسیر عقلِ یک مورچه بر پایه هزار و یک علت می تواند بسته شود. طعم های شیرین و خوشمزه چیزی است که باعث می شود یک مورچه نه تنها عقلش بلکه تمام سیگنال ها و

برچسب: نویسنده: morchianoo تاريخ: يکشنبه 8 شهريور 1405 ساعت: 16:05

فرماندهـان کلونـی معتقـد بودنـد، بــرای در امــان مانــدن از دشــمن در کمیــن، #طعمــه‌_در_بی‌راهــه ضــروری اســت. تمــام ایــن گزارش‌ها در مــورد مورچه‌هــای زرد و موقعیــت اســتراتژیک #کلونــی_شــرقی را در #دوره‌_آموزشــی یــاد گرفتیــم. بــرای مــا مورچه‌هــای جــوان مشـخص شـده بود کـه وقتـی اسم یـک مورچـه در لیسـت مورچه‌هـای اعزامـی بـه کلونـی شـرقی قـرار بگیـره، هیـچ مورچـه‌ای نمی‌پرسـه چـرا کـم آورد؟ آن مورچـه بعـد از مدتـی فراموش می شود.

برچسب: نویسنده: morchianoo تاريخ: يکشنبه 8 شهريور 1405 ساعت: 16:05

#روزی_روزگاری_مورچیانو: روایتی تأمل‌انگیز در جهان انسان‌ها و دنیای مورچه‌ها ✏️ عنوان فصل: #بازگشت_غیرممکنها بخشی از کتاب:✨ خدایـا، ای آفریننـده‌ی روز و شـب، بـار الهـا، مـا علـی رغـم غرو‌رمـان، از تـو طلب مرحمـت و رحمـت داریـم، علـی رغـم تردیدهایمـان در زندگـی، در انتخابهـا و در مسیرمـان از تـو طلـب بخشـش داریـم. ای خـدای مـا، مـولای مـا، از تـو طلـب عشـق داریـم، عشـقی کـه بـه مـا در زندگـی عطـاء کـرده‌ای و همیشـه در جسـم وروحمـان جریــان دارد، عشــقی

برچسب: نویسنده: morchianoo تاريخ: يکشنبه 8 شهريور 1405 ساعت: 16:05

# قصه_انتخاب ها در #رمان_روزی_روزگاری_مورچیانو قسمتی از متن کتاب: بعضی چیزها فقط اتفاق نیستند، مورچیانو… انگار بخشی از نقشه‌ای پنهان‌اند، از جریان زندگی در کلونی. دیر یا زود باید با آنها روبه رو شوی، حتی اگر دلت نخواهد. راهی که من رفتم، الزاماً راه تو نیست. راهی که پدرت رفته شاید فقط سایه‌ای باشد از راهی بزرگ تر برای تو، راهی که هنوز هیچ مورچه‌ای قدم در آن نگذاشته. تو حق انتخاب داری: می‌توانی از این مسیرها عبور کنی و جهانی تازه بسازی، یا در میان

برچسب: نویسنده: morchianoo تاريخ: يکشنبه 8 شهريور 1405 ساعت: 16:05

قسمتی از متن رمان #روزی_روزگاری_مورچیانو صفحه ۱۱۰ ● عنوان فصل: شاید یکبار و برای همیشه ...مرغِ غزل‌خوانی در دوردست می‌خواند. زیبا و حزن‌انگیز. صدایی که گذشته را به خاطرم می‌آورد. تمرکزم را بیشتر کردم. ضربان قلب شکار و شکارچی را پایین صخره شنیدم. نباید چشمانم را باز می‌کردم. پرنده این را با تأکید گفت:«چشم‌هایت را باز نکن.» شکار در حال فرار بود و شکارچی در تعقیب. ضربان قلب هر دو را می‌شنیدم؛ و صدای باد را که در بین صخره و سنگ‌ها می‌پیچید.

برچسب: نویسنده: morchianoo تاريخ: يکشنبه 8 شهريور 1405 ساعت: 16:05

صفحه بندی